از تردید تا اطمینان: چرا سمیرا بالاخره دکتر حسنانی را انتخاب کرد؟

قبل و بعد ⏱ مدت زمان: 01:17
سمیرا مدت‌ها بود که دلش می‌خواست فرم بینی‌اش را تغییر دهد، اما نه هر تغییری؛ او دنبال ظاهری طبیعی بود، بدون اغراق، بدون فاصله‌ی زیاد میان لب و بینی، با قوسی ملایم و ظریف، و مهم‌تر از همه، نفسی راحت که سال‌ها از آن محروم مانده بود؛ با این‌که دوبار به سراغ جراحان دیگر رفته بود و حتی با بیمارانشان صحبت کرده بود، هیچ‌کدام نتوانسته بودند اطمینان لازم را در دلش بکارند؛ خودش می‌گفت تا پای اتاق عمل هم رفته و هر بار در لحظه‌ی آخر، منصرف شده است، تا این‌که با دکتر حسنانی آشنا شد، نمونه‌کارهایش را دید، با بیمارانش گفت‌وگو کرد و آرام‌آرام چیزی در دلش آرام گرفت، تا جایی که آخرین جمله‌ی دکتر، آن جمله‌ی کوتاه و صمیمی، تیر خلاص شک و تردید شد: «خیالت راحت باشد، طوری عملت می‌کنم که اصلاً کسی متوجه نشود»؛ همان‌جا بود که لبخند زد و با دلی قرص، بینی‌اش را به دستان دکتر حسنانی سپرد.